قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
334
تاريخ الفي ( فارسى )
و شيخ مفيد « 1 » در كتاب خصايص الأئمّة آورده كه چون يوحنّا اين امر عجيب از مظهر العجايب و مظهر الغرايب مشاهده نمود گفت : يا امير المؤمنين ، مرا يقين شد كه وصىّ نبىّ آخر الزمانى . امّا سؤالى دارم كه در كتب منزلهء آسمانى خواندهام كه جواب آن نگويد الّا نبى يا وصىّ . اگر رخصت دهى عرض كنم و بعد از آن از سر بصيرت و ايقان در سلك اهل ايمان درآمده هرگز از ملازمت تو ، كه سرمايهء سعادت دارين است ، مفارقت نجويم . امير فرمود : اى يوحنّا ، آنچه خواهى سؤال كن كه ما [ 44 الف ] خازنان علم الهى و واقفان اسرار نامتناهى هستيم . يوحنّا گفت : يا امير المؤمنين ، آيا آدم ابو البشر دختر خود به پسر خود مىداد و در دين او جايز مىبود ؟ امير المؤمنين فرمود كه : معاذ اللّه اى يوحنّا . هرگز اين امر شنيع در هيچ دينى نبوده . مرا صادق مصدّق خبر داده كه چون آدم ، عليه السّلام ، بر روى زمين قرار گرفت و ميان او و حوّا حركت بشرى به ظهور آمد ، قابيل متولّد شد و بعد از آن هابيل به ظهور رسيد . و چون قابيل به مرتبهء بلوغ رسيد بارى سبحانه و تعالى جهت او جنيّهاى از نسل جان - كه نام او جمانه بود - در صورت بشر ظاهر ساخت و به آدم ، عليه السّلام ، وحى فرستاد كه اين جمانه را به قابيل تزويج كن . و چون هابيل به مرتبهء رجوليت رسيد خداى تعالى جهت او حورىاى از بهشت به صورت انسان فرستاد كه نام او نزله بود و به آدم ، عليه السّلام ، امر شد كه او را به هابيل تزويج كن . چون قابيل نزله را ديد رشك و حسد بر او غالب شد و به حضرت آدم آمد و گفت : چون تو هابيل را بيش از من دوست مىدارى براى او زن خوشصورت دادى و به من زشتخو و بدصورت . آدم گفت : اى پسر ، ما به اختيار اين كار نكرديم ، بلكه به امر الهى اقدام نموديم . القصّه ، هرچند آدم ، عليه السّلام ، به او گفت قبول نكرد تا آخر الامر ، بهواسطهء همين ، قابيل هابيل را به قتل رسانيد ؛ چنانچه مشهور است . چون يوحنّا اين جواب از امير المؤمنين شنيد ، گفت : صدّقت يا امير المؤمنين كه در كتب منزلهء آسمانى چنين است . خوشا به حال امّتى كه دولت اتّباع چون تو امامى يافتهاند . اسلام بر من عرضه كن و اين مال به هركه خواهى نفقه فرماى . پس حضرت امير المؤمنين كلمهء شهادت به او القا كرد و او به عزّ اسلام معزّز گشت . و در تاريخ قدسى اين روايت از معاوية بن عمار ، كه از امام جعفر صادق ، عليه السّلام ، سؤال نمود ، نقل مىكند . امّا در آنجا زيادتى دارد كه اوّل فرزندى كه آدم را شد دختر بود كه نام او عناق بود و بعد از آن قابيل . و چنين آورده كه آن عناق اوّل زنى است كه در روى زمين زنا
--> ( 1 ) . ابو عبد اللّه محمّد بن محمّد بن نعمان معروف به ابن العلم و مشهور به مفيد ، درخشانترين چهرهء علمى و كلامى شيعه در ربع آخر قرن چهارم و سيزده سال اوّل قرن پنجم است . وفات وى دوّم رمضان سال چهارصد و سيزده هجرى در بغداد بوده است ؛ - مقدمهء عالمانهء دكتر محمود مهدوى دامغانى بر ترجمهء نبرد جمل تأليف آن عالم بزرگوار .